الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
444
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
و إن قضيت بهم و جدا فأحسن ما * يقال عنك قضي من وجده الرجل ( ناشناس ) * * * تا به كى بدانچه تو را به لهو اندازد ، مشغولى و به خاطر مستى و سرمستى از پيمودن راه دور بمانى ؟ روزگار مىگذرد و تو به زندگى نكبتبار ادامه مىدهى ، درحالىكه آنها به وصال رسيدهاند و تو دور ماندهاى . هنوز به دنبال يافتن راه مىگردى ! تا كى اين سستى و تا كى آرزوها تو را مىفريبد ؟ پس برخيز ! به سمت قلّههاى بلند ، از همگان پيشى بگير تا به جايى برسى كه در آن محل مرد ديگرى نباشد . پس اگر موفق شدى به بزرگى رسيدهاى كه همانا بقا و ماندگارى تو به لقاى خداوند متّصل مىشود و اگر عمرت در جستجو تمام شد ، پس درباره تو به نيكى مىگويند ، انسانى در راه يافتن و طلب رحلت كرده است . 1137 - شاگردان افلاطون شاگردان افلاطون سه فرقهاند : اشراقى و رواقى و مشائى . اشراقى ، آنانند كه لوح خردشان از نقوش عالم هستى پاك كرده تا انوار حكمت افلاطونى ، بدون واسطهء عبارات و اشارات بر لوح نقش ايشان تابد . رواقى ، آنانند كه به رواق افلاطون آمده ، حكمت را از عبارات و اشارات او مىگرفتند ؛ ارسطو ، يكى از آن جمله است . مشائى ، آنانند كه در ركاب افلاطون به انوار حكمت رسيدهاند ، لكن به عقيدهء بعضى ، مشائى در ركاب ارسطو ، بودهاند نه در ركاب افلاطون . 1138 - قيل و قال در حديث است : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از قيل و قال نهى فرمودهاند . « 1 » صاحب « فايق » « 2 » گفته ، يعنى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از فضولى كلام چنانچه مردم در محاورات و محادثات نقل مىكنند ، « قيل كذا » و « قال كذا » نهى فرموده و اين دو لفظ چون حكايت فعل ماضى را مىكند ، بايد مبنى باشند و بعضى كه آنها را از لباس ضمير عارى يافتهاند ، حكم اعراب و الف لام تعريف را كه مختصّ اسماء معرب هستند ، بر آنها جارى كردهاند ؛ مثل : « إنّما الدّنيا قيل و قال » .
--> ( 1 ) . معانى الاخبار ، ص 279 . ( 2 ) . زمخشرى ( م ) .